پيشنهادات




 پيوندها


 آخرين نوشته‌ها


 جستجو


 گروه بندي


 بايگاني

« انگاه جوانی گفت با ما از دوستی سخن بگو. | صفحه اصلي | یه ساله شدی!بزرگ شدی!تولدت مبارک! »

۱۷ آبان

تو با منی اما...!

چند روز پیش داشتم از موسسه(زبان)می اومدم بیرون که دیدم یه نفر سلام کرد.
گفت:سلام،خوبی؟!
گفتم:مرسی،شما خوبی؟!
گفت:فریماه؟
گفتم:اره!فریماه!(دیگه نمی دونستم چی بگم،قیافه اش اشنا بود .)
گفتم:یه جا دیدمت ولی یادم نیست کجا؟
گفت:عترت،طاهر نژاد!
گفتم:ا!بعدا می بینمت.خداحافظ.
ولی امروز هر چقدر این ور و اونور رو نگاه کردم،ندیدمش.روز های قبل هم ندیده بودمش.
اصلا نمی دونم از بچه های پارسال بود؟از من بزرگتر بود ؟یا کوچکتر؟
یعنی چی شد؟!گم شد؟
**همه چیز متوقف شده و تقریبا از یه هفته پیش تغییر محسوسی رو حس نکرده ام.به نظرم،همه،مخصوصا دوستام خوابیدن!
خبری از کسی نیست.
(البته ممکنه برای شروع امتحان های نیم ترم باشه )
فکر کردید!فردا زنگ می زنم و همتون رو از خواب بیدار می کنم !

Posted by farimah at November 8, 2006 09:55 PM

Comments

salam ,chetori?,ke maha khabim dige felan in toii ke mese khers rafti be khabe zemesati
jat khali emrooz raftam etrat inghadr tahvilam gereftan jakhordam faghat ferestadanam khoone ke lebasamo avaz konam hamin
ghorboonet beram ye donya delam barat tang shode...

Posted by: atti at November 9, 2006 05:44 PM


سلام فریماه جون خویی؟
خوش می گذره!؟
چقدر گنگ می نویسی...
فرنوش چرا آپدیت نمی کنه
نگرانش شدم..
حاش خوبه...
مواظب خودت باش

Posted by: دلارام اکار at November 16, 2006 08:16 PM


سلام فريماه جون ما با تو تلپاتي داريم تو متوجه نيستي .

Posted by: arezoo! at November 19, 2006 10:25 PM


فريماه جون من کاملاً گيج شدم نمي دونم الآن کامنت هام يه بار يه بار مياد يا دوبار دوبار يا اصلاً نمياد

Posted by: arezoo! at November 19, 2006 10:27 PM