« دلم تنگه،‌ دلت سنگه! | صفحه اول نامه‌ها | چه جوری ممل به اینجا رسید- قسمت دوم! »

۱۶ دی


يه پنجشنبه

*به پرتقال قول ميدم كه مطلب بعديم، قسمت دوم ممل باشه!
*امروز براي اوناييكه باهامون قهرن يه فال گرفتم كه براي شما هم مي تايپم. خدا خودش مي دونه كه اصلا از قهر كردن خوشم نمي ياد و هيچ وقت هم قهر نمي كنم، ولي نمي دونم چطوري بعضي ها قهر مي كنن. خلاصه با اين حال كه من هيچ كاره بودم ولي انگار همه كاسه كوزه ها سر من شكسته.
برداشتتونو اگر از اين فال بنويسيد ممنون ميشم.
فال:
مرا عهديست با جانان كه تا جان در بدن دارم
هواداران كويش را چو جان خويشتن دارم
صفاي خلوت خاطر از آن شمع چوگل جويم
فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم
بكام و آرزوي دل چو دارم خلوتي حاصل
چه فكر خبث بدگويان ميان انجمن دارم
مرا د رخانه سروي هست كاندر سايه قدش
فراغ از سرو بستاني و شمشاد چمن دارم
گرم صد لشكر از خوبان بقصد دل كمين سازند
بحمدالله و المنه بتي لشكر شكن دارم
سزد كز خاتم لعلش زنم لاف سليماني
چو اسم اعظمم باشد چه باك از اهرمن دارم
الا اي پير فرزانه مكن عيبم ز ميخانه
كه من در ترك پيمانه دلي پيمان شكن دارم
خدا را اي رقيب امشب زماني ديده برهم نه
كه من با لعل خاموشش نهاني صد سخن دارم
چو در گلزار اقبالش خرامانم بحمدالله
نه ميل لاله و نسرين نه برگ نسترن دارم
به رندي شهره شد حافظ ميان همدمان ليكن
چه غم دارم كه در عالم قوام الدين حسن دارم

*به غير از پنجره آشپزخونم، همه پنجره هام صاحب پرده شدند.
*20 ديماه هم تولد دارم، تولد وبلاگمه!
* تو مهربان ترين واژه اي هستي كه تا به حال تجسم يافته اي، در هيچ كجا نديده ام كه واژه ات تجسم كامل بيابد. دوستت دارم؛ مادر.
* ديروز يه نيروي عجيبي داشتم از خواب كه بلند شدم گفتم بايد زنگ بزنم. همين كارم كردم؛ زنگ زدم به دوست جونم ديدم اشغاله، بعدش زنگ زدم به رئيس سابقم( ديكشنري متحركو ميگم نه جفرسونو) و تولد پسرشو تبريك گفتم. بعدشم زنگ زدم به دوست جونم و 25 دقيقه باهاش كلي حرف زدم( همين كاراست كه باعث ورشكستگي ايران خودرو ميشه).
با دوست جونم ( نسرين) خيلي راحتم، از اون آدمهايي كه محرم دل آدمه و وقتي حرفتو ميشنوه انگار كه آرامش بخش بهت مي خورونه و كلي آروم ميشه. توي محيط كاري از اينجور آدمها كم پيدا ميشن، معمولا بيشتريها به چشم رغيب به آدم نگاه مي كنن و يا اصلا باهات پدر كشتگي پيدا ميكنن.
* ديشب احسان اومد خونمونو به من و نحيف كادوي تولد داد؛ به نحيف يه پليور قشنگ و به من هم يه سرويس تيتانيوم خيلي قشنگ با نگين سرمه اي. دستش درد نكنه. كلي هم از جفرسون حرف زديم. جفرسون از اون دسته آدمهايي كه خيلي خوب و مثبت هستند ولي رفتار و برخوردشون زياد جالب نيست،‌ شايد آدم از دستش دلگير شه ولي خوبي ذاتيش و حسن نيتش، زود رفتارشو از ذهن آدم پاك مي كنه.البته من فكر مي كنم اين تناقضي كه توش وجود داره مال ترك بودنش باشه!

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://moayeri.ir/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/44

پیشاپیش تبریک میگم تولدشو‘
موقع جشن هم میام!
یه تجربه رو باهات به اشتراک میذارم:
اول که اومدیم این خونه جدید‘ کلی نقشه برای تزیینش داشتم‘ ولی اینقدر سخت گرفتم که حالا یک سال رد شده و من هنوز کارهایی رو که قرار بود بکنم نکردم: یکیش همین پرده آشپزخونه است که هنوز یه پرده مورد پسند!! پیدا نکردم! هر کاری که الان کردی کردی‘ وگرنه شاید بشه که دیگه از یادت بره!!!

ارسال شده توسط: araie در January 6, 2006 04:35 PM

كه من در ترك پيمانه دلي پيمان شكن دارم

نظر من این بود

ارسال شده توسط: porteghal در January 6, 2006 09:55 PM

خواهر جونم اولا ممنون از اين كه از من تو وبلاگت نوشتي بعذش هم انقدر از اين كادوهاتعريف نكن من شرمنده ميشم چيزهاي ناقابلو خيلي كم كه تعريف كردن نداره اميدورام كه ازش هم شما و هم داداشي خوشتون اومده باشه البته شما بيشتر از اين حرف ها بر گردن ما حق داري و خيلي بيشت راز اين ها ارزش داري و هيچ جوري نيمشه نشون داد چون خيلي زياد هست ولي ببشخيد كم بود
دوما اينكه من نظرم رو شفاهي بهت گفتم ولي به نظرمن شما عهدتون را با ياران همچنان ادامه بديد و بذاريد بالاخره آنها يه جا شرمنده شند متوجه شديد كه اين ها را به صحبتهاي شفاهي اضافه كنيد

ارسال شده توسط: احسان در January 7, 2006 12:01 AM

salam,rastesh man ziad addat be khondane weblog nadaram yeki az dalayelesham ine ke axare weblogha poor az gham 0 ghose 0 naomidi 0 shere ke man khodam be andazeye kafi daram vali chand vaghtie etefaghay omadam inja ke aslanam nemidoonam chejori 0 age bargardam nemidoonam chejoori shod inja ro peida kardam taghriban kheili monazam na vali mikhonam injaro,be nazaram ba mazast ye tanze khasi darid shoma hata to ghoor zadanetoon(albate sorry age az in kalame estefade mikonam)
emroozam ehsas kardam ke delam mikhad ye chizi baratoon benevisam shayad yeki az dalayelesham in bood ke ehsas mikonam kare shoma bayad ye joorayi ba honar dar ertebat bashe..
dar har sorat nice to meet you
have a good time

ارسال شده توسط: baran در January 7, 2006 10:17 AM

chera ghablie be esme man nist?

ارسال شده توسط: baran در January 7, 2006 10:19 AM

حنیف چی بهت داد:)؟؟؟

ارسال شده توسط: صدف در January 7, 2006 02:35 PM

سلام : مرسی که به من همیشه سر میزنی ... میدونی بعد از این پست دیدار و خواستار سنتی تازه فهمیدم خیلیها به من سر میزنن اما کامنت نمیذارن ... دختر چرا سر میزنی کامنت نمیذاری ؟؟؟؟

من هنوز نپریدم . خونوادم یکمی سختگیر هستن و دوست دارن بیشتر ادامه تحصیل بدم تا ازدواج کنم . برای همین یکمی سختشونه با ازدواجم موافقت کنن . من همه چیزو به خودشون واگذار کردم . . منم یک ترم دیگه درس دارم اما نهایتا باید تا یکماه دیگه جواب بدن .. اگر خبری شد تو وبلاگ مینویسم ..
از اینکه به من سر میزنی ممنونم ......
می بوسمت ...

ارسال شده توسط: ری را در January 8, 2006 10:59 AM

سلام فرنوش نوفي جون!
اي حرفاكه در حق اينجانب دروكردي به سرما خيلي زياده و مارو شرمنده كردي!ما لياقت اي همه حرفاي قشنگ رو نداريم.جونم واست وگويه كساني كه باشما قهر دروكردن، خود را از آدم خوبي مثل شمامحروم وكردند ولي از اين عمل خود غافلند و بي خبر مابراي آن ها دعا وكنيم كه از اين غفلت بيرون ويايند و از هم صحبتي شما لذتشو ببرند! ودان كه عمر غم كوتاه تر از عمر شادي است. از نعمت هايي كه خداوند در اختيارت وگذاشته استفايده وكن جييييگر!
هيچ وقت ماه زير ابر نمي مونه. گذشت روزگار همه چيز رو روشن وكنه.
اين جان نثار شما چه در دنياي مجازي و چه در دنياي واقعي در خدمت شما خواهد بود.
راستي افتتاح وبلاگ مامان في في را از جانب دوستت به ايشان تبريك بگو.
شايد من هم يك روزي وبلاگ بزنم به اميد آن روز!

ارسال شده توسط: نسرين در January 8, 2006 05:47 PM

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)