« نوروز | صفحه اول نامه‌ها | هسته انرژی زا »

۶ فروردین


دانستنيها

از خواب كه بيدار شد مشغول خوردن شد هي خورد و خورد تا به يه ديوار سفت رسيد، ديواري كه جنسش اصلا مثل اون تونلي كه ايجاد كرده بود نبود. ولي اون نترسيد و با اراده سعي كرد ديوار را به هر ترتيبي كه بود از بين ببره، چون حتم داشت كه پشت ديوار به روشنايي ميرسه!
هي ديوارو با دندونهاش گاز گاز كرد ولي نتيجه اي نداشت. يكمي نشست و بعد با بدنش هي به ديوار هل داد تا اينكه ديوار سفت و محكم، يكمي شل شد. بعدش شروع كرد به كندن ديوار.
نور! نور!
حالا كرم ديگه توي خونش زنداني نبود بلكه داشت دور تا دور كره اي كه قرمز رنگ بود و احتمالا اسمش اونطور كه توي كتابها خونده بود،‌ « سيب » بود، حركت مي كرد.
توي اين سيب گردي كه انجام داد متوجه شد كه سيب در قطب شمال يك زائده اي با جنس سخت داره كه با توجه به اون چيزي كه توي كتابها خونده بود حتما جنسش بايد چوب باشه . بعد از يك سفر علمي كوتاه كه 1ساعت طول كشيد، فرورفتگي اي را در قطب جنوب پيدا كرد كه توش پر بود از كركهايي كه بي شباهت به كرك هاي بدنش نبودند ولي هر چي توي كتاب معلومات علميش گشت، نفهميد جنسش چيه!
چند روز كرم روي سيب نشست و شبها به قلب سيب رفت چون مي دونست اونجا گرمتره.
وقتي كه هوا براي لحظه اي روشن ميشد به اطراف نگاه كرد و فهميد كه اطرافش پر از گوي هاي رنگارنگه كه به احتمال زياد اسم اون كه نارنجيه بايد پرتقال باشه و اونكه زرده بايد ليمو باشه و اونيكه قهوه اييه، بايد كيوي باشه ولي هر دفعه كه ميومد بره روي ميوه هاي ديگه و مزه اونها را بچشه، خورشيد سريع غروب ميكرد. هر چي توي كتابش گشت كه ببينه اين كجاي زمينه كه بيشتر موقع سال، شبه، متوجه نشد!!
خلاصه يكروز كرم توي تاريكي رفت به دنبال حقيقت تا ببينه اين ويتامين ث كه اينقدر در كتاب در مورد خاصيتش نوشته شده چيه و چه مزه اي ميده.
رفت و رفت و رفت و رسيد به يكي از ميوه ها و چون تاريك بود نفهميد چيه ولي وقتي اومد ويتامين ث را كشف كنه، با چيزيكه بعدا فهميد الكله و توي پوست مركبات وجود داره، مست شد و اين مستي سبب شد كه با توان بيشتر و بي هيچ ناراحتي اي، تا مغز ميوه را بخوره. حالا كرم كوچولوي ما ديگه خيلي هم كوچولو نبود و حسابي تپلي شده بود. از اين ميوه خيلي خوشش اومد چون برخلاف پوستش، توش خيلي شيرين بود از سيب هم شيرين تر. كرم به اين نتيجه رسيد كه ويتامين ث خيلي چيز خوبيه و براي همين رفت تا بقيه ميوه ها را هم امتحان كنه تا هم سير بشه و هم به عنوان يك سفرنامه نويس توي كتاب تاريخ كرمهاي دلاور ثبت بشه و هم بفهمه كدوميك از ميوه ها پرتقاله،‌كدوم يكي ليمو و كدوم يكي كيوي!
پس رفت و رفت و رفت تا رسيد به يه ميوه ديگه و سريعا پوستشو گاز زد . اين ميوه جديد برخلاف ميوه قبلي، پوستش خيلي مستش نكرد ولي باز بهش انرژي داد كه بتونه تا مركز ميوه برسه ولي كرم از اين ميوه خيلي خوشش نيومد و سريعا از داخل اين ميوه خارج شد چون اين ميوه يك مزه اي ميداد كه البته توي كتاب در مورد اين مزه، اصطلاح تلخي به كار رفته شده بود. كرم با حالت انزجار از مزه تلخ كه توي دهنش بود و با اميد به اينكه مزه ميوه بعدي خوب باشه به سمت ميوه سوم حركت كرد. اول كه به ميوه رسيد فكر كرد كه اين ميوه نيست بلكه يكي از كرمهاي بزرگ فاميله چون كه بدنش مثل بدن كرم، مخملي بود ولي اين فكر نبايد مانع پيشرفت كرم تپل ما مي شد و براي همين كه وقت كرم ما هم تلف نشه، يك گاز محكم از بدن اون شيء كه نميدونست چيه گرفت و اين حقيقت براش روشن شد كه بله به ميوه سوم دست پيدا كرده. البته توي دلش به اين هم فكر مي كرد كه اگه خداي نكرده اون يك كرم و البته از بزرگان فاميل بود بايد چه خاكي به سرش مي ريخت؟؟؟!!!
كرم از مزه اين ميوه سوم خوشش اومد ولي چيزي كه اونو اذيت كرد، دونه هاي سياهي بودند كه توي دل اون ميوه وجود داشتند و كرم احساس كرد كه اين دونه ها ممكنه باعث اسهالش بشن و بنابر اين سريع به سمت خونه خودش حركت كرد و همين كه رسيد به خونش، چشمتون روز بد نبينه، همونطور كه فكر مي كرد دونه هاي ميوه مخملي باعث اسهالش شدند و خونه اش را به گند كشيد. خلاصه كرم اومد بيرون كه يه نفسي تازه كنه و بوهاي بعد از خونش برن بيرون كه ديد آفتاب شد و در همين حين ، دستي اومد و سيبو حركت داد و بعد هم يك چيزي به نام انسان( البته با استناد بر كتاب)، سيب و در واقع خونه زندگي كرمو بلعيد!
• من كه نفهميدم آخر سر كرمه فهميد اين ميوه ها كدوم به كدوم بود يا نه؟!
• واي كرم اسهالي مست توي دهن آدم، چقدر چندشه!

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://moayeri.ir/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/89

منم بازی بودم!؟

ارسال شده توسط: پرتقال در March 27, 2006 02:25 AM

salam doste aziz.vaghean lezat bordam.piroz bashid

ارسال شده توسط: shima در April 8, 2006 03:35 PM

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)